بعد از مدتها آمدم تا شاید یه ذره نوشته هام مفید باشه . تصمیم گرفته بودم وقتم رو بیشتر به مطالعه بگذرونم ( که البته مدتی اینطوی بود ) اما خب مشکلات زیادی پیش اومد. ادامه یکی از درسها در تابستون و ادامه پروژه ش تا همین الان! و گیر افتادن در سریالی مثل Prison break! ( که بعد از مدتها اصرار دوستان و آشنایان بالاخره دیدمش! ) و کلاس های نرم افزار پشت سر هم! باعث شد همه چیز تعطیل بشه و من فقط در راه خوابگاه ، دانشگاه بشم . اما اینا مهم نیست . چیزی که دوست دارم در موردش صحبت کنم در مورد دانشگاه منه. روزی که رفتم به این دانشگاه دید خیلی خوبی نسبت به اون نداشتم . فضا رو یه فضای سنگینی احساس می کردم . وقتی می خوای واردش بشی باید کارت تردد داشته باشی! ( که البته الان دانشگاه تهران هم اینطوری شده ) و کیفت هم از X-ray رد میشه. حسابش رو بکن دفعه اولی هست که میخوای بری داخل ! با کلی علامت سوال مواجه میشی! که بابا مگه اینجا چه خبره؟!....یکهو احساس می کنی جو داره نظامی میشه! که از اسمش هم اینطور بر میاد. اما خب بعد از یکسال تازه فهمیدم که نه ، اینجا باید اینطوری باشه ، به خاطر تحقیقاتش که کلا در صنایع دفاعی کاربرد داره و به خاطر آدمهای کله گنده ای که اونجا میان! از وزیرهای مختلف گرفته و معاون ها و مشاور های رئیس جمهور و اخیرا هم خود رئیس جمهور .
هر سال وزیر د ف ا ع برای اغاز سال تحصیلی سخنرانی در دانشگاه داره. امسال بعد از سخنرانی یکسری از دانشجو ها به خاطر نداشتن خوابگاه از سر کول وزیر بالا میرفتن! وزیر با اون ابهت گیر دانشجو ها افتاده بود! و دانشجوها هم راحت حرفشون رو می زدن. از این حرفها و داستانها اونجا زیاده. هر روز یه مراسم و همایش اونجا برقراره. چیزی که من اونجا دیدم اینه که افرادی که اونجا هستن شاید برای یک محیط نظامی کار کنن ولی نظامی نیستن . پروژه های تعریف شده در اونجا حتماً باید به درد صنعت بخوره .
در دانشگاه های دیگه ، تا جایی که من میدونم! دانشجو بیشتر استاد رو میشناسه و استاد هم دانشجو رو! شاید از هر 50 تا دانشجو یه نفر بتونه یه پروژه مصوب بگیره و روی اون کار کنه ولی اینجا شاید کمتر دانشجویی پیدا بشه که پروژه ش مصوب نباشه یا همکار تحقیقاتی نشه . در مجتمع پ د ا ف ن د غ ی ر ع ا م ل برای تعداد زیادی از دانشجو های دانشگاه های دیگه ( که به صورت نخبه معرفی شدن یا شرایط دیگه ای داشتن ) پروژه تعریف شده و مبالغ خوبی رو هم به هر پروژه اختصاص میدن . در گروه سازه خیلی از دانشجو ها که از دانشگاه های دیگه اومدن و روی بحثهای انفجاری کار میکنن ( تا جایی که من میدونم ) 5 میلیون به پروژه شون اختصاص میدن و از این رقم نصفش برای خود دانشجوئه!
جالب اینجاست که به خود دانشجوهای اینجا که حق آب و گل دارند یک قرون هم نمیدن! و گفتن شما وظیفه تونه! ( هر چند که شاید من هم یه جور دیگه این پول رو زنده کنم! ) و البته حالا داره یه صحبت های میشه که به ما هم این پول رو بدن! ( یه سفره ای باز شده و هم دور هم هستیم دیگه!! )خلاصه اینها رو گفتم که شما بچه های ارشد هم میتونید موضوع پایان نامه تون رو اونجا بردارید! ( البته برای ورودی های جدید ) و شاید ذهنیتی که نسبت به دانشگاه ما وجود داره یه ذره درست بشه! ( هر چند که یه عده چشمشون رو میبندن و فقط دهنشون رو باز میکنن!!)
اما چند تا خبر داغ و نیمه داغ و سرد! هم براتون دارم :
اول اینکه آقای عقلایی در کنار تجارتخونه ای که داشتن! ( آزمایشگاه خاک ) یک آتلیه عکس و فیلم هم در میدان شریعتی افتتاح کردن و قرار شده به بچه های 83 برای عروسی و مراسم دیگه شون تخفیف بدن! و خلاصه همه ی سفارشات پذیرفته می شود!!
دوم اینکه آقای محبی سربازیشون تموم شده و دارن میرن دنبال بیزینس! و هنوز شیرینیش رو به ما ندادن!
سوم اینکه شنیدم خانم بادکوبه و رضایی با هم همکلاس شدن در علوم تحقیقات! و هر دو دارن مهندسی آب می خونن!؟ ( لطفا صحت یا عدم صحتش رو در کامنتها اعلام کنید ) به هرحال به همه تبریک میگم!
چهارم اینکه شنیده شد مراسم عروسی خانم توکلی و آقای میرایی هم برگزار شده و از همینجا من بهشون تبریک میگیم! خیلی ها می تونستن بیننده عروسی باشن ولی گویا همه شنونده این خبر بودن فقط..... به هر حال تبریک میگم..
پنجم اینکه خانم محمدی هم با آقای مرتضوی ازدواج کردن . این خبر بر خلاف خبر بالا همین که به گوش من رسید خیلی بود!!...
پی نوشت : ترتیب خبر ها از نیمه داغ به سرد بود....